?
| صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم | |||||
|
[ دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ ] [ 14:4 ] [ قاسمی علی ]
داستان واقعی .جادهی مرگ. چه بود.
*داستان واقعی ((جادهی مرگ)) چه بود؟ به عکس توجه کنید ، همهٔ چیز در تصویر مرده است — حتی کامیونها و خودروهای نظامی کاملاً نابود شدهاند. در اواخر فوریهٔ ۱۹۹۱، پس از هفت ماه از تهاجم عراق به کویت، جنگ شکل جدیدی به خود گرفت. نیروهای نظامی عراق پس از حملات مداوم هوایی از سوی ائتلاف بینالمللی خسته شده بودند. در ۲۲ فوریهٔ ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی — که آن زمان هنوز وجود داشت — ابتکاری برای صلح اعلام کرد و خواستار خروج کامل عراق از کویت ظرف ۲۱ روز شد، به شرط آنکه نیروهای ائتلاف در جریان عقبنشینی، حملات خود را متوقف کنند. پس از میانجیگری شوروی، عراق بیانیهای به سازمان ملل و واشنگتن فرستاد و موافقت خود را با خروج کامل از کویت ظرف یک روز، تحت نظارت مستقیم سازمان ملل و با تأیید ایالات متحده اعلام کرد. امریکا رسماً از طریق رئیسجمهور جورج بوش واکنش نشان داد و گفت: ((اگر عراق عملاً مطابق قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل شروع به عقبنشینی کند، ما عملیات نظامی را متوقف خواهیم کرد.)) بنابراین صدام رئیسجمهور عراق دستور عقبنشینی از کویت را صادر کرد و از طریق خبرگزاری رسمی عراق اعلام کرد که خود را به قطعنامههای شورای امنیت — بهویژه قطعنامههای ۶۶۰ و ۶۷۸ — ملزم میداند، که خواستار عقبنشینی فوری بودند. سازمان ملل این ابتکار را خوشامد گفت و حتی کاخ سفید رسماً اعلام کرد که آن را ((موافقتشده)) میداند. پس ارتش عراق شروع به عقبنشینی از کویت کرد. کاروانهای طولانی از نیروها و خودروهای عراقی در ستونهای سازمانیافته در امتداد بزرگراه ۸۰ از کویت به سمت مرز عراق حرکت میکردند، غیرمسلح، آمادهنبودن برای درگیری و با اطمنیان از تضمینهای آمریکایی و سازمان ملل. با تاریکشدن شب، ماهوارهها و هواپیماهای آمریکایی و بریتانیایی — با همکاری کشورهای حوزهٔ خلیج فارس — آن ستون عظیم را که دهها کیلومتر امتداد داشت و مانند نوار فلزی بود، شناسایی کردند. در همان لحظه رئیسجمهور آمریکا، جورج بوش پدر، فرمان داد: ((اجازه ندهید حتی یک عراقی برگردد... همه را بکشید.)) در عرض چند دقیقه آسمان به طوفانی از آتش تبدیل شد. هواپیماهای آمریکایی و بریتانیایی پیوسته موشکها و بمبهای هوشمند را بر سر کاروانِ درحال عقبنشینی فرو ریختند. تانکها و کامیونها آتش گرفتند، مخازن سوخت منفجر شدند و افق همچون سپیدهدم جهنم میدرخشید. خلبانان همچنان دور میزدند تا همان اهداف را بارها و بارها بمباران کنند، در حالی که اجساد داخل خودروها میسوختند. بیش از ۱۴۰۰ خودرو نابود شد. حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر عراقی — از جمله سربازان و برخی غیرنظامیان، زنان و کودکانی که از تلافیجویی فرار میکردند — زندهزنده سوختند. تمام اینها پس از اعلام آتشبس تحت نظارت سازمان ملل و آمریکا و پس از آن که عراق رسماً توقف جنگ و عقبنشینی خود را اعلام کرده بود، اتفاق افتاد. روزنامهنگارانی که به محل رسیدند بعدها به شدت شوکه شدند و توصیف کردند: ((ما هرگز چیزی شبیه این را ندیدهایم. جاده شبیه انتهای جهان بود.)) از آن روز، سربازان آمریکایی و رسانههای غربی آن مکان جنایت را ((جادهٔ مرگ)) خواندند. بمباران و کشتار وحشیانه نیروهای درحال عقبنشینی یک خیانت به یک توافق بینالمللی و یک جنایت جنگی آشکار طبق کنوانسیونهای ژنو بود، که حمله به نیروهای درحال عقبنشینی، اسیران یا کسانی را که سلاح خود را زمین گذاشتهاند، ممنوع میسازد. اما همانطور که معمول است، هیچ تحقیقی بینالمللی هرگز آغاز نشد — زیرا جنایت کار همزمان قاضی بود. آمریکا، ابرقدرتی که هنگامی بخواهد حقوق بینالملل را زیر پا میگذارد — قانونی که تنها بهعنوان سلاحی علیه ضعیفان وجود دارد. و اینگونه بود که این حادثه درس شد برای همهٔ کسانی که به وعدههای غربی باور دارند یا به ((قانون بینالملل)) آنها اعتماد میکنند. و به ساکنان خاورميانه که در برابر اشغالگری غرب و نماینده ی آنها اسرائیل مقاومت میکنند: تسلیم نشو. با تمام توان بجنگ، وگرنه نابودت خواهند کرد. استعمارگران در طول تاریخ سابقهٔ خیانت و شکستن پیمانها را داشتهاند زیرا در این زمانه، تسلیم شدن و اعتماد به آنان بزرگترین اشتباهی است که میتوان مرتکب شد . *این وقایع درس عبرتی است برای کسانیکه بدون درک شرایط به ادامه جنگ ایران و عراق بعد از فتح خرمشهر انتقاد می کنند! فاعتبرو ا یا اولی الابصار ای صاحبان خرد و بینش از سرنوشت گذشتگان عبرت بگیرید. متاسفانه بعضی ها اصلا بصیرت ندارند . و یا بزدلی چشم آنها را کور کرده است. * عکس از کویت، فوریه ۱۹۹۱ منبع: Jamilarts Art ![]() [ جمعه ۱۶ آبان ۱۴۰۴ ] [ 11:27 ] [ قاسمی علی ]
کلید چرخید! 📰کیهان در ستون گفتوشنود خود نوشت: 🔹گفت: به این تیترهای درشت در صفحه اول روزنامههای مدعی اصلاحات نگاه کن! 🔹گفت: مربوط به روز بعد از تصویب برجام است. 🔹گفت: «دنیا به احترام ایران ایستاد»، «فروپاشی تحریم»، «کلید چرخید، ایران خندید»، «تحریمها رفت»، «آغاز عصر ایرانی»، «جهان تغییر کرد»، «صبح بدون تحریم» و «تحریمها تمام شد». 🔹گفت: روحانی و ظریف به منتقدان برجام ناسزا میگفتند، ادعا میکردند مکانیسم ماشه در برجام نیست و بعد که معلوم شد هست گفتند یک نفر به نام فرانچسکو آن را به برجام اضافه کرده بود و ما هم امضا کردیم! و بعد برای تبرئه آمریکا گفتند، مکانیسم ماشه پیشنهاد روسیه بود! درحالیکه صالحی گفته بود روسیه با آن مخالف بود. درباره تعلیق تحریمها میگفتند، تعلیق در برجام نیست! لغو تحریمهاست! و بعد که معلوم شد هست، گفتند ندیده بودیم. میگفتند؛ همه تحریمها لغو شده و بعد که معلوم شد، تحریمها لغو نشده، بلکه بیشتر از ۲ برابر هم شده است، گفتند؛ در عوض بین آمریکا و اروپا اختلاف انداختیم! 🔸گفتم: از شخصی که یکسره دروغ میگفت پرسیدند؛ تا حالا حرف راست زدهای؟! گفت؛ از شما چه پنهان، نه! گفتند؛ لااقل یک کلمه حرف راست بزن ببینیم اصلاً بلدی یا نه؟! [ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴ ] [ 20:22 ] [ قاسمی علی ]
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد،عمویش یکی از رؤسای قبایل عرب بود. ▫️یاعلی! تو که برای رسیدن جوانی کافر به آرزویش سر هدیه کردی ... (( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم)) یاعلی مدد🌹🌹🌹🌹❤️
[ شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ] [ 11:9 ] [ قاسمی علی ]
🔸حکایتی شنیدنی🔸 دو نفر از شیعیان در گذرگاهی از بغداد به مجلس بزرگی رسیدند گفتم: این عالم بزرگی است و از عهدۀ بحث با او بر نمی آیی ✅🌹✅🌹✅🌹 [ یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴ ] [ 6:8 ] [ قاسمی علی ]
انا لله و انا الیه رجعون. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده اند، دوست و همکار ارجمند ، آقای روح الله زمانیکه سبک بالان به سهولت پرواز میکنند و تمام خاطرات تلخ و شیرین بیش از سه دهه در کنار هم بودن را که باصبوری و پشتکاری به تمام معنا و با سربلندی پشت گذاشتیم و تمام عمر خود را در پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی و در راس ان در پیروی از ولی امر مسلمین گذاشتند. این گونه بود که پروانه روحش به اعلی علیین پرواز کرد. پروازی ملکوتی ارجمند گرانمایه ، پدر خانم بزرگوارتان حاج کریم حرمتی ، فقدانشان هم سیر در راه خداست و امیدوارم که این باور، اندکی از غم شما و خانواده محترم خواهد کاست. اندوه ما در غم از دست دادن آن عزیز بزرگوار در واژه ها نمی گنجد تنها می توانیم از خداوند برایتان صبوری و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب کنیم. تسلیت اینجانب علی فائقی را در مصیبت وارده پذیرا باشید. فقدان وارده را از صمیم قلب به شما و همه ی بازماندگان تسلیت عرض نموده و علودرجات را برای آن عزیز سفر کرده خواهانم. روحشان شاد و راهشتان مستدام باد.
[ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴ ] [ 14:36 ] [ قاسمی علی ]
بیماری شدت پیدا کرده ؛ از عمل گریزی نیست ؛ اما رنگ رخسار امام گویای حدیث فراق است و درد افتراق ؛ امام آماده سفر و هجرتی بی بازگشت . از اتاق عمل پیام میرسد : � از مردم بخواهید دعا کنند خدا مرا بپذیرد � انگار عجله برای رفتن دارد نمی دانم از شوق لقای یار است یا ....... بگذریم . لحظه وصال نزدیک است و آرامش و اشتیاق امام بیشتر ؛ زمینیان تلاش کردند او را از سفر باز دارند اما افلاکیان بیشتر دلتنگ او بودند تا اینکه لحظه موعود فرا رسید و صاحب نفس � یا اَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّه � در ساعت ۲۲ : ۲۲ سیزدهم خرداد از نفس افتاد و ندا آمد که : � روح بلند و ملکوتی حضرت امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست � حضرت روح الله ! نمیدانم چه سری ست در اینکه فرمودی : سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم اما همین قدر میدانم که در خرداد ۴۲ به جان ما روح تازه بخشیدی و در خرداد ۶۸ با رفتنت جسممان را بی روح گذاشتی . شاید هم میخواستی بگویی هر آمدنی را رفتنی ست اگر در خردادی آمدیم باید در خرداد دیگری هم برویم ؛ اما هر چه بود با رفتنت ؛ دنیا بر سرمان آوار شد ؛ خاک عزا بر سرمان شد ؛ دلمان شکست ؛ روحمان جریحه دار شد ؛ نفسمان به شماره افتاد ؛ آخر چه وقت رفتن بود ؟ اما رفتی و امتی را یتیم گذاشتی ؛ باورمان نمی شد اما انگار هاتف غیبی ندا داد : ای جماعت خاک عالم سر کنید هجرت خورشید را باور کنید جز تسلیم در برابر مشیت الهی چاره ای نداشتیم ؛ همه جا سیاهپوش شد ؛ یقین داریم که عرشیان و فرشیان با هم پیکر پاکت را تا خانه ابدی بدرقه کردند . ز اوج آسمان خورشید می رفت به استقبال تابوتش به پرواز یازده میلیون عاشق دلسوخته با تو وداع کردند بمیرم برای مادرت زهرا (س) که کمتر از انگشتان دست در تشییع جنازه اش آنهم شبانه و مخفیانه حضور داشتند ؛ صدای گریه و شیون در آسمانها پیچید ؛ نوجوانان همانند طفلان مسلم سر بر شانه یکدیگر مویه می کردند ؛ مردان به رسم عزای حسین ؛ بر سر و سینه می زدند ؛ زنان چون مادران جوان از دست داده بی قراری میکردند ؛ هیچکس را یارای تحمل این مصیبت عظمی نبود . در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود اماما ! اگر چه دعای � خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار � مستجاب نشد ؛ چه میتوان کرد ؟ رسم روزگار است از مرگ گریزی نیست ؛ اما یقین داریم که خدا اندیشه و مکتب تو را تا ظهور و انقلاب مهدی (عج) زنده نگه خواهد داشت ؛ ما فقط جسم تو را به خاک سپردیم اما اندیشه های ناب اسلام محمدی تو را در قلبهایمان جا داده ایم و عهد می بندیم پرچمی که تو بر افراشتی هرگز بر زمین نخواهیم گذاشت . که خبر داشت که یک شهر در اندیشه تو تو نهان از همه آهنگ سفر خواهی کرد ای یار سفر کرده ! ما با یک چشم در غم از دست دادن تو اشک ریختیم و با چشمی دیگر ؛ جانشینت را به نظاره نشستیم چرا که باور داریم : خامنه ای ؛ خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است چون تو گفتی آقای خامنه ای برای رهبری لیاقت دارد و امروز در فراق تو ؛ دل خوش کردیم به جانشین خلفت حضرت امام خامنه ای (مد) تا به وصیتت عمل کنیم که فرمودی : � پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد � اگر چه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست تو را به وسعت آیینه ها ادامه دهیم ای فرزند فاطمه (س) ! ناگهان باز دلم یاد تو افتاد و شکست ؛ خواب بودیم بیدارمان کردی ؛ آشفته بودیم سر و سامان مان دادی ؛ ذلیل بودیم عزت مان دادی بلطف پروردگار . به اعتراف اندیشمندان غربی ؛ انقلاب اسلامی روحی بود در کالبد جهان بی روح و بزرگترین حادثه عصر فرامدرن بود و به باور خود ما ؛ انقلاب اسلامی بزرگترین حادثه تاریخ اسلام بود در عصر غیبت کبری ؛ در عصر حاکمیت کفر و الحاد ؛ در عصر حاکمیت رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و در یک کلمه در عصر محجوریت و غربت دین . بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع جانان ذکر مصیبت امانم نداد عرض تسلیتی داشته باشم محضر مخاطبان گرامی که بگویم :
� اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون � � وَ سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبِِ یَنقَلِبون � التماس دعا
دکتر پور خردمند [ چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ ] [ 9:36 ] [ قاسمی علی ]
روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست. آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند. سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله. در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت: جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.) عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد. سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند. وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند. علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش) خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست. عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند : دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟! سلطان گفت: او عالِم است. دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید. آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟ علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام میکردند و خدای تعالی نیز فرموده است : (چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.) از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است. پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست. پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟ علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید. علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد. علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود. احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است. علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند. علامه گفت: پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند. در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند... سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد. سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟ علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید سلطان گفت: نه! علامه گفت: در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند. #کانال_حوادث_آخرالزمان_ #گفتمان_مهدویت اَلّلهُمـّ؏َجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج [ دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ ] [ 9:44 ] [ قاسمی علی ]
خداوند در قرآن مجید میفرماید: خداوند میخواهد به ما بگوید:
[ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴ ] [ 22:35 ] [ قاسمی علی ]
وصیتانه سردار شهید اسدالله قربانی ![]() سرداررشید اسلام، شهید اسدالله قربانی شیرامین نام پدر : ..................................................................................................... عباسقلی تاريخ تولد: .............................................................................................5 شهریور 1339 محل تولد: ....................................................................................... شهرستان آذر شهر رشته تحصيلي: .................................................................................................جغرافیا نام دانشگاه : ...................................................................................................... تبریز تاريخ شهادت : .....................................................................................23 شهریور 1362 محل شهادت: ..........................................................................................منطقه جوانرود عمليات: ............................................................................................................رمضان در مسیر زندگی ام از روزی که انقلاب را درک کردم و امامم را شناختم ، خدا شاهد است که همیشه سعی ام بر این بوده که در خط امام حرکت کنم و برای خدا کار کنم . با اینکه تهمت ها بشنوم و افتراها بپذیرم همیشه برادران ، فکرم این بوده که اگر جام شهادت را قطره قطره و جرعه جرعه در قبال تنم بدهند و قطعه قطعه بشوم و جرعه جرعه بنوشم و دست آخر تمام انرا سر کشیده باشم.
[ چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ ] [ 16:26 ] [ قاسمی علی ]
مردم کوفه با امام حسین(ع) آزمایش نشدند، چون هنوز امام حسین(ع) به کوفه نرسیده بود و آنها هنوز حضرت را درک نکرده بودند. 👈 بلکه آنها با #نایب امام یعنی حضرت مسلم آزمایش شدند و چون در این آزمایش مردود شدند وقتی امام حسین(ع) رسید، مقابل او هم ایستادند. 🔷 ما در زمان غیبت با نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امتحان میشویم و وقتی حضرت آمد دیگر وقت امتحان نیست، بلکه اگر در اطاعت از #نایبش امتحان پس داده باشیم یار او خواهیم بود انشاءالله. اما اگر نسبت به منویات نایبش کوتاهی کنیم در یاری از امام زمان(عج) هم کوتاهی خواهیم کرد. ✅ لذا شهید سلیمانی فرمود: شرط عاقبت بخیری ارتباط دلی و قلبی و حقیقی با امام خامنهای است. هر کس صدای نایب امام زمان را نشنود صدای امام زمان(عج) را نخواهد شنید. [ یکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ ] [ 19:10 ] [ قاسمی علی ]
/yib.mp4جنایات_صهیونیستها_2/https://uupload.ir/view
خواهش می کنم از بینندگان عزیزی که بیماری قلبی دارند این کلیپ را نبینند 💠♦️شاید در عمرتان چنین فیلمی جگر خراش ندیده باشید چه کسی دل دارد تا آخر این فیلم را نگاه کند رفتار سگ های وحشی صهیونیستها با اسیران مظلوم فلسطینی یا صاحب الزمان....به فریادشان برس این مظلومیت دیر یا زود گریبان ان پست ها را خواهد گرفت [ چهارشنبه ۳ آبان ۱۴۰۲ ] [ 23:52 ] [ قاسمی علی ]
[ پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 15:56 ] [ قاسمی علی ]
فزت-ورب-الکعبه-.mp4">فزت-ورب-الکعبه-.mp4 مولا امیرالمومنین علی علیه السلام کيفيت ولادت حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع)موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق " کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علـــی " بگذار . " شهادت امام علی ( ع ) بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تميمی و عمروبن بکر تميمی در يکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزی و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تکليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمي توان گريخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که اين دو بيت را زمزمه مي کرد عازم مسجد شد . کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرای تو درآيد . جزع و فرياد مکن ابن ملجم ، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آيه 55 سوره طه را تلاوت فرمود : " شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مي آوريم . حضرت علی ( ع ) در واپسين لحظات زندگی نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود : " شما را به پرهيزکاری سفارش مي کنم و به اينکه کارهای خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد . يتيمان را فراموش نکنيد ، حقوق همسايگان را مراعات کنيد . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامی بداريد که ستون دين شماست . حضرت علی ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد . [ سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:15 ] [ قاسمی علی ]
فضیلت ماه شعبان [ سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ] [ 9:43 ] [ قاسمی علی ]
|
|
||||
| [ طراحي : افسران جوان جنگ نرم ] [ Weblog : jnarm.blogfa.com ] | |||||